چرا پس از حمام کردن، پوست دست و پا چروک می خورد؟چرا فقط پوست دست و پا؟

خلاف ظاهر این نکته، پوست پس از حمام در واقع چروک نمی خورد، بلکه بسط می یابد.

پوست انگشتان دست ها، کف دست ها، انگشتان پاها و کف پاها تنها پس از آنکه از آب اشباع می شود چروک می خورد (ماندن در استخر شنا نیز همین تاثیر را دارد) قشر شاخی (stratum corneum)...

خلاف ظاهر این نکته، پوست پس از حمام در واقع چروک نمی خورد، بلکه بسط می یابد.

پوست انگشتان دست ها، کف دست ها، انگشتان پاها و کف پاها تنها پس از آنکه از آب اشباع می شود چروک می خورد (ماندن در استخر شنا نیز همین تاثیر را دارد) قشر شاخی (stratum corneum) پوست، لایه ی ضخیم، مرده و سفتی است که از ما در مقابل مخاطرات محیطی حفاظت می کند و سبب می شود که پوست دست ها و پاها از پوست شکم و صورت ضخیم تر و محکم تر باشد. این لایه هنگامی که از آب اشباع می شود، بسط می یابد و همین انبساط است که چروکیدگی را به وجود می آورد.

خوب، در این صورت چرا پوست بخش های دیگر بدن، هنگام اشباع شدن از آب، چروک نمی خورد؟

در واقع پوست این نقاط هم چروک می خورد، اما چون نسبت به پوست دست و پا بزرگ تر و مسطح تر است، فضای بیشتری برای جذب آب دارد و بسیار دیرتر از پوست دست و پا چروک را نشان می دهد. یکی از پزشکانی که با او در این باره صحبت کردیم گفت: «روی پوست پای سربازانی که مدتی پوتین هایشان مرطوب باشد نیز می توان چنین پدیده ای را دید.»


ادامه مطلب


موضوع: علمی،
[ دوشنبه 27 فروردين 1397 ] [ 15:25 ] [ یلدا ] [ ]

چرا مردم هنگام فکر کردن به بالا نگاه می کنند؟

پزشکان عادت ناپسندی دارند: وقتی نکته مشکلی را با آنان در میان می گذارید، به شما می گویند «نمی دانم». بیشترین تحقیق علمی و پزشکی روی عناوینی صورت می گیرد که به نظر می رسد به حل مشکلات روزانه کلینیک ها کمک می کنند. این که چرا مردم به هنگام فکر کردن به بالا نگاه می کنند، ظاهرا امری حیاتی و مهم نیست.

اما جالب است که برخی از روان شناسان جدی، این نکته را مهم دانسته و برای آن پاسخی یافته اند. جالب تر آن که برای این نظریه خود کاربردی بسیار علمی نیز یافته اند. این روان شناسان به زبان شناسان اعصاب مشهورند...

پزشکان عادت ناپسندی دارند: وقتی نکته مشکلی را با آنان در میان می گذارید، به شما می گویند «نمی دانم». بیشترین تحقیق علمی و پزشکی روی عناوینی صورت می گیرد که به نظر می رسد به حل مشکلات روزانه کلینیک ها کمک می کنند. این که چرا مردم به هنگام فکر کردن به بالا نگاه می کنند، ظاهرا امری حیاتی و مهم نیست.

اما جالب است که برخی از روان شناسان جدی، این نکته را مهم دانسته و برای آن پاسخی یافته اند. جالب تر آن که برای این نظریه خود کاربردی بسیار علمی نیز یافته اند. این روان شناسان به زبان شناسان اعصاب مشهورند.

زبان شناسان اعصاب معتقدند بسیاری از مشکلات ما در کنش متقابل انسانی، از شنوندگانی ناشی می شود که چارچوب داوری و ملاک و معیار کسانی را که با آنان حرف می زنند، درک نمی کنند. زبان شناسان اعصاب متوجه شده اند که بیشتر مردم دلشان می خواهد زندگی را عمدتا از درون تنها یک حس مسلط – معمولا بینایی، شنوایی یا لامسه – ببینند. در مورد سوی گیری های حسی هر فرد، سر نخ های بسیاری وجود دارد. آشکارترین این سر نخ ها واژه هایی است که هرکس برای بیان افکار یا احساسات خود انتخاب می کند. دو نفر با سوی گیری های حسی متفاوت برای بیان یک منظور ممکن است از فعل ها، صفت ها و قیدهای کاملا متفاوت بهره بگیرند. مثلا فردی که سوی گیری شنوایی دارد، ممکن است بگوید: «حرف هایتان را می شنوم، اما از آهنگ صدایتان خوشم نمی آید.» فردی که سوی گیری بینایی دارد ممکن است بگوید: «منظورتان را می فهمم، اما فکر می کنم موضع گیری شما مثل روز روشن است.» فردی که حس مسلط او لامسه است ممکن است بگوید: «نسبت به آنچه می گویید احساس خوشی دارم اما انگار کلمه های شما با موضع گیری واقعی شما ارتباط چندانی ندارد.»

روان شناسانی که آموزش زبان شناسی اعصاب دیده اند، دریافته اند که در صورت تعیین و تشخیص حس مسلط مراجعان خود (که به سیستم بازنمایی بیمار می گویند)، خیلی بهتر می توانند آنان را یاری کنند. در این جا هر سه عبارت فوق یک معنی دارند: «شما را درک می کنم اما کلمه های شما احساساتتان را لو می دهند.» زبان شناسان اعصاب کلمه های منتخب خود را مطابق با سیستم بازنمایی بیمارشان انتخاب می کنند. آنان دریافته اند که جلب اعتماد بیمار و خلق رابطه ای کلامی بین روان شناسان و بیمار، موفقیتی شایان توجه است. هر احساسی که از جنبه ی تصویری قابل بیان باشد، از جنبه ی شنوایی و لامسه نیز قابل بیان است. بنابراین به جای آن که بیماران به نزد روان شناسان بروند، روان شناسان نزد آنان می روند. این مطلب به حذف زبان، به عنوان مانعی در برقراری ارتباط، کمک می کند.

بیشتر مردم هنگام جستجوی پاسخ پرسشی که از آنان شده است، از یکی از این سه حس مسلط استفاده می کنند. اگر از سه نفر بپرسید شماره تلفن منزل آنها به هنگام دوازده سالگی شان چند بوده است، ای بسا از سه حس مسلط بینایی، شنوایی و بساوایی خود استفاده کنند. یکی سعی می کند شماره تلفن را در ذهن خود تصور کند، دیگری سعی می کند صدای رقم ها را به هنگام شماره گرفتن به یاد بیاورد، و سومی سعی می کند به حس لامسه ی خود به هنگام شماره گیری مراجعه کند. دقت کنید که هر سه نفر سعی دارند تصویر، صدا و احساسی مربوط به گذشته را به خاطر بیاورند. با این همه، گاه تصویرها، صداها و احساسات نو هم به میان کشیده می شوند. زبان شناسان اعصاب متوجه شدند که هم می توانند سیستم بازنمایی عملی مراجعان خود را تشخیص بدهند و هم ÷یش از آن که بیمارانشان لب به سخن بگشایند – با مشاهده حرکات چشمان آنان – بفهمند که آیا در حال ساختن تصاویر نو هستند یا دارند گذشته ها را به یاد می آورند.

حرکات چشم اکنون تدوین و تنظیم شده است. براساس هفت نوع حرکت پایه ای چشم مشخص شده است که هر یک با به کارگیری یکی از اعضای حسی ویژه مطابقت دارد. دقت کنید که این «نشانه های بینایی» ویژه افراد راست دست هستند. چشمان چپ دست ها معمولا در جهت مخالف راست دست ها حرکت می کنند. به علاوه عناوین «چپ - راست»، به جهت محل دید بیننده اشاره می کند.


ادامه مطلب


موضوع: علمی،
[ دوشنبه 27 فروردين 1397 ] [ 15:24 ] [ یلدا ] [ ]

چرا زن ها کفش هایی این چنین ناراحت کننده می پوشند؟

یکی از نکته های مهم جهان این است که چرا زن ها پاهایشان را با پوشیدن کفش های نوک تیز و پاشنه بلند عذاب می دهند؟ این نکته هم مثل تمام نکته های مهم دیگر پر رمز و راز است و یافتن پاسخی قطعی و بی چون و چرا برای آن مشکل. با این همه برای یافتن چنین پاسخی، سعی خودمان را کردیم. با محققان دانشگاهی، مشاوران مد و طراحان و تولیدکنندگان کفش تماس گرفتیم. تقریبا تمام آنان یک جواب به ما دادند...

یکی از نکته های مهم جهان این است که چرا زن ها پاهایشان را با پوشیدن کفش های نوک تیز و پاشنه بلند عذاب می دهند؟ این نکته هم مثل تمام نکته های مهم دیگر پر رمز و راز است و یافتن پاسخی قطعی و بی چون و چرا برای آن مشکل. با این همه برای یافتن چنین پاسخی، سعی خودمان را کردیم. با محققان دانشگاهی، مشاوران مد و طراحان و تولیدکنندگان کفش تماس گرفتیم. تقریبا تمام آنان یک جواب به ما دادند: الکی!

ما این پاسخ را پاسخی ساده انگارانه و برای از سرباز کردن خودمان یافتیم. وقتی بیش از هزار سال است که در فرهنگ غرب این همه زن این همه عذاب می کشند تا پاهایشان را توی کفش هایی تنگ و بیش از حد کوچک مخفی کنند، بدون تردید باید توضیح بهتری برای این پدیده وجود داشته باشد. از این ها گذشته مدهای ناراحت کننده ی دیگری مثل کمربندهای تنگ و پهن هم در عرصه ی کارهای بیهوده و الکی مدت ها حاکم شده اند، اما هرگز قابل قیاس با کفش های آزاردهنده نبوده اند.

ما هر وقت در جستجوی پاسخی بیش از یک کلمه برآمده ایم، پیش روان شناسان، رفته ایم یعنی کسانی که هرگز از پاسخی منطقی در هیچ موردی احتراز نکرده اند. یکی از روان شناسان برجسته یعنی لارنس لانگنر در کتاب اهمیت پوشیدن لباس به این نکته پرداخته است. نظریه ی او به طور ساده این است که یکی از مشغولیت های فرهنگ بدوی، نمایش و آشکاری اعضای تناسلی بود. لباس یکی از راه هایی بود که به وسیله ی آن فرهنگی «متمدن تر» می توانست از این حرکت بدوی جلوگیری کند. در آن هنگام لباس برای کسانی که از آن استفاده می کردند، نوعی نماد اعضای تاسلی بود. هرچه این پوشش از این بخش بدن دورتر باشد، این نماد کمرنگ تر و دور از ذهن تر می شود. مثلا خشتک شلوار، در همان حال که اعضای تناسلی بدن را می پوشاند، آشکارا باعث جلب توجه به چیزی بود که به هدف مخفی کردن آن طراحی و ساخته شده بود. لانگنر معتقد است که کف پاها، به دلیل دوری زیاد از اعضای تناسلی، یکی از قسمت های مهم بدن برای جایگزینی آن ها هستند.

لانگنر برای آن که نشان بدهد طراحی کفش چقدر نامعقول بوده است، نمونه هایی نیز ذکر کرده است. در قرون وسطی کفش ها یا چکمه های نوک تیز کاملا مد و همه گیر شده بود. با آن که این کفش ها و چکمه ها شکل خاصی را تداعی می کردند و با انواع سالم و پرهیزکارانه ی کفش متفاوت بودند، اما کاملا مد روز شده بودند. در قرن چهاردهم این نوع کفش ها با مهارت بیش تری دوخته می شدند و در طراحی آن ها از اشکال حیوانی و اعضای بدن آن ها مثل چنگال یا منقار عقاب نیز استفاده می شد. برخی آن قدر زیاده روی کردند که کفش هایی به شکل اندام تناسلی مردان نیز ساختند و با وجود بیانیه های تقبیح پاپ اربان پنجم و چارلز پنجم پادشاه فرنسه، تب پوشیدن آن ها فروکش نکرد.

امروزه نزد زنان غربی – با آ که برخی از آنان پاهایی بزرگ دارند – کفش های کشیده، نوک تیز و پاشنه بلند، مفهومی تهاجمی، گستاخانه و تحریک آمیز دارند.

زنان چینی به طور سنتی صندل هایی پنجه پهن می پوشند، اما زنان غربی همچنان بر استفاده از کفش های تنگ و آزاردهنده اصرار می ورزند. بدین ترتیب ای بسا نظریه ی لانگنر کم و بیش معقول باشد.


ادامه مطلب


موضوع: علمی،
[ دوشنبه 27 فروردين 1397 ] [ 15:20 ] [ یلدا ] [ ]